تو را برای تو دوست دارم


و زندگی را برای نفس های تو


ای کاش می توانستم باران باشم تا تمام غمهای دلت را بشویم


ای کاش می توانستم ابر باشم تا سایه بانی از محبت برویت می گسترانیدم


ای کاش می توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمش ابری می شد باریدن می گرفتم


ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت بنشینم و غنچه بسته لبانت را بگشایم


ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز می کردم


و ای کاش سایه بودم تا نزدیک ترین کس به تو می شدم...


آری ای کاش سایه بودم تا همیشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم...